تبليغاتX
بستك
دوستداران بستك بخوانند...

برای استفاده هر چه بهتر از کارنامه ها 

حتما تمام کارنامه ها را دانلود کنید !

چرا که کارنامه ها براساس رتبه بندی خاصی مرتب نشده اند.

به عنوان مثال سری 5 کارنامه ها حاوی رتبه های 700 و 1400 و ... می باشد .

موفق باشین .

لطفا ما را از نظرات گرانبهای خود محروم ننمایید.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 22:13  توسط بستكي  | 

40 نمونه کارنامه کارشناسی ارشد مهندسی برق سال (87 - 86 )
http://www.4shared.com/file/107530996/2624444d/KarnamehArshad86_01.html

http://www.4shared.com/file/107531255/a771d27f/KarnamehArshad86_02.html

http://www.4shared.com/file/107531300/abaeb882/karnameharshad86_03.html

http://www.4shared.com/file/107531377/7a8bbbe6/KarnamehArshad86_04.html

http://www.4shared.com/file/107868158/d2f0c3bf/KarnamehArshad86_05.html

برای دریافت کارنامه ها کافی است لینک های زیر را در آدرس مرورگر خود وارد نموده و سپس برروی Download فایل کلیک نمایید.
* دفترچه انتخاب رشته کارشناسی ارشد سال 86 - 87 رو هم برای سهولت استفاده شما عزیزان از این کارنامه ها قرار دادم!
http://www.4shared.com/file/107835735/c41c339b/ER_Arshad87.html
لطفا نظر یادتون نره ! نظرات شما باعث دلگرمی ماست !
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 4:35  توسط بستكي  | 


گفتگویی با خدا 


گفتم: خسته‌ام 2.gif
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
 
 

گفتم: هیشكی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره 17.gif
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 

 

گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم 63.gif
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك‌تریم (ق/16) ::.

 

 

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی! 29.gif
گفتی:
فاذكرونی اذكركم.:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

 

گفتم: تا كی باید صبر كرد؟ 7.gif
گفتی: و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیك باشه (احزاب/63) ::.

 

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟106.gif
گفتی: واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله
.:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (یونس/109) ::.

 

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره‌ كنی تمومه! 23.gif
گفتی:
عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم.:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

 

گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ 12.gif
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

 

 

گفتم: دلم گرفته46.gif
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش كردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

 

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توكلت علی الله 5.gif
گفتی: ان الله یحب المتوكلین
.:: خدا اونایی رو كه توكل می‌كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

 

 

گفتم: خیلی چاكریم! 8.gif
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع كن! یادت باشه كه:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌كنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌كنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌كنن (حج/11)

منبع : کلوب

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 22:43  توسط بستكي  | 

الله به فریاد من بیکس رس ........ فضل و کرمت یار من بیکس بس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 3:38  توسط بستكي  | 

سلام عمو جون ... می دونم خوبی و جات خوبه .. آخه اینو تو خواب که ازت پرسیدم بهم جواب دادی!

عمو جون خیلی دلم واست تنگ شده....دیگه نمیخام تو این دنیا بمونم...دلم واسه اون روزایی که باهم میرفتیم مسجد تنگ شده ...واسه اون روزایی که تو بیمارستان شیراز باهات بودم ... رو تخت بیمارستان سر به سرت میذاشتم...تنگ شده....

واسه اون روزایی که با مزدا سبز رنگت میرفتیم گشت و گذار...

واسه اون روزایی که باهم میرفتیم دبیرستان مصطفویه ...یادت که هست...

دلم میخاد خدا منو هم هرچه زودتر از دنیای وانفسا راحت کنه ....

واسه اون روزایی که با هم می رفتیم مسحد رو آب و جار بزنیم ...

واسه اون صدای تلاوت قرآنت وقتی امام جماعت مبشدی.....

17 سال خون دل خوردی و به خونه خدا خدمت کردی.... کم نیست خیلی سخته ....

دیگه نمیتونم حرف بزنم ...دلم گرفته ...

..........................

................

.......

...

..

.




+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 4:46  توسط بستكي  | 

روزگارم بخدا ابری و گاه ،بارانی است

اشک و لبخند دلم ،دیدنی و عَنّابی است

نبض من در رگ تو رقص کنان هم جاری است

شعر و حرفم بخدا چون سبدی پوشالی است

——————————————– 

خون سرخ گل رُز در تن بیرنگ طبیعت

چه تماشایی و چه رویایی است

مادرم گاه به گلدان دلش می خندد

و من از پنجره باغ دلم گردش خواب صنوبر  دیدم

و ترا در تن  زخمینه آن نخل خجول

که ز شرم از سبد باغ دلم خوشه جان می دزدید

انتظارت دیدم

پدرم گاه  به گاه

شاخه ی هرز گناه

از باغچه آن شب تب کرده و رسوا شده را می چیند

و من از دور به سوک غزل خفته بخاک مرثیه ایی میخوانم


http://www.jilarasekh.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 4:49  توسط بستكي  | 

 

نماز طلب باران در بستک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 20:30  توسط بستكي  | 

یاد باد آن روزگاران یاد باد....

ایام جوانی

زندگی با یاد ایام جوانی می کنم                        با خیال زندگانی،زندگانی می کنم

گرچه از روز ازل با مرگ پیمان بسته ام                  باز هم از سست عهدی سخت جانی می کنم

پیش از این از ذوق هستی بود برجا ماندنم            وین زمان از بیم مردن زندگانی می کنم

بر لب من خنده از عهد جوانی مانده است             من به یاد شادمانی،شادمانی می کنم

نفس من در ناتوانی هم خطاست                        گر توانم،کارها با ناتوانی می کنم

من که هرگز ناگهان،آهنگ رفتارم نبود                    از جهان آهنگ رفتن ناگهانی می کنم

خنده ی مهری ندیدم از کسی بر روی خویش         من که با نامهربان هم مهربانی می کنم

دل ز غم چون اختران آسمان لرزد مرا                   هر زمان یاد از قضای آسمانی می کنم

بهر مشتی استخوان کآخر سزاوار سگی است       روز و شب چون سگ به زحمت پاسبانی می کنم

سیر هر برگ از کتاب سرنوشت خویش را              در تماشاگه اوراق خزانی می کنم

گر چه رنج عمر و عیش این جهانم می کشد          آرزوی عمر و عیش آن جهانی می کنم

روز پیری هم گناهی دیگر از یاد گناه                     در نهانگاه خیال خود،نهانی می کنم

آرزوها تا به عمر جاودان پاینده اند                        گر کنم کاری،به عمر جاودانی می کنم

من که بودم از سبکروحی عنان دار نسیم             این زمان بر خاطر خود هم گرانی می کنم

                                زندگی با محنت  بی عشقی و پیری"امیر"

                               من به حکم عادت از عهد جوانی می کنم

سروده ی زنده یاد امیری فیروزکوهی،تابستان۱۳۵۰

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 3:25  توسط بستكي  |